تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشکده پرستاری مامائی شاهد - یا دلیل المتحیرین
سیاسی_فرهنگی_علمی_آموزشی

الهي، چه كنم كه بي تو دمي نيارم و بي تو تواني ندارم

 با كه قصه گويم كه داناي شنوا تويي و با كه راز گشايم كه محرم دلها تويي

الهي ، آنكه تو از گناهان من ميداني و ديده اي اگر خلق روزگار بدانند و ببينند رسوايي من است و آنكه من از كرم و مهرباني تو ميدانم و ديده ام اگر خلق عالم بدانند و ببينند رسوايي توست.

الهي ، جز تو مرا كسي نميشناسد و جز من نيز كسي تو را ، اگر به واسطه گناهان من مرا عذاب كني حكم از آن توست و اگر به واسطه كرم خود مرا ببخشي آن نيز از لطف توست .

الهي ،  تو را به جلال خود قسم ميدهم كه در واپسين لحظات ماه ميزبانيت ميهمان از همه جا مانده و از همه كس رانده خويش را نراني و ببخشي كه خلق را آن مهرباني و عطوفت نمي بينم و آن كرم و سخاوت در ايشان نميشناسم.

الهي ، بند بند وجودم آغشته محبت توست و كبوتر خيالم هر روز در آسمان تو پرواز ميكند ، اما چكنم كه ضعيفم و توان ايستادگي در برابر صياد روزگار را ندارم ، هان اي دستگير ضعيفان و اي ياور بيچاره گان گاه آن فرا رسيده است كه گوشه چشمي بنمايي و مرا در پناه گيري .

الهي ، اگر دردي فرستي درمان نيز ببخشي و اگر بلايي نازل كني عافيتي نيز در پي دارد ، مرا با درد و بلايي عجين كن كه درمان و عافيت داشته باشد .

الهي ، تو را ستايش ميكنم كه اول هر آخري و آخر هر اول ، تو را مي پرستم كه ظاهر هر باطني و باطن هر ظاهر، تو را ميجويم كه پيداي هر پنهاني و پنهان هر پيدا ، تو را ميخواهم  تنها به خاطر آنكه فقط تويي و در تو غير از تو هيچ نديده ام و از همه ميگريزم كه نه خود را دارند و نه تو را .

الهي ، مرا به خود وا مگذار كه در من چيزي نيست و به كسان نيز مسپار كه در ايشان نيز چيزي نمي يابم ، مرا با خود دار كه به خود آيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  |