تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشکده پرستاری مامائی شاهد
سیاسی_فرهنگی_علمی_آموزشی

پايداري رمز ماندگاري


 



 


پرونده انرژي هسته اي به ما آموخت كه


رمز پيروزي در برابر تهديد و فشار پايداري و مقاومت است ته تسليم و سازش 


و عزت بالاترين هديه آن به ما بود.


 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:51 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:48 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

emam reza


                                         اى غريبى كه ز جد و پدر خويش جدائى                        خفته در خاك خراسان ، تو غريب الغربائى
                                          چه ثنا گويمت ، اى داور هفتاد و دو ملت                      كه ثنا خوانده خدايت ، تو چه محتاج ثنائى
                                          اى شه يثرب و بطحا، تو غريبى به خراسان                    سرور جمله غريبان و معين الضعفائى
                                          اغنيا مكه روند و فقرا سوى تو آيند                              جان به قربان تو اى شاه كه حج فقرائى
دردفتر تاريخ شيعه و در كتب و روايات از هشتمين امام با القاب زيادي نام برده اند اما معروفترين لقب آن حضرت«رضا»است و به اين دليل خداوند نام «رضا» را براى او برگزيده است چون ايشان در آسمانها در نزد خداوند تبارك و تعالى و در زمين ميان پيامبران و امامان(ع) مورد رضايت بود و دل به خشنودى خدا سپرده بود. در تمايز امام هشتم از بقيه امامان شيعه و اينكه ايشان را به عنوان رضا مى شناسند, آمده است كه: «از وقتى مخالفين از دشمنان آن حضرت به او راضى شدند, همچنانكه موافقين از ياران و دوستانش به او رضايت دادند و اين خصوصيت در هيچكدام از پدران بزرگوارش نبود.»و جدّبزرگوارش پيامبر(ص)فرمود:«خداوند متعال نام او را «على» برگزيد و در ميان تمام خلايق راضى و رضا خواند؛ و او را شفيع شيعيان قرار داد كه در روز قيامت به وسيله او نجات يابند و رستگار گردند.»
اباصلت هروى حكايت كند:«روزى دعبل خزاعى شاعر اهل بيت(ع)درشهرمرو به محضر مبارك امام رضا(ع)شرفياب شد و اظهار داشت :« ياابن رسول اللّه ! قصيده اى در شأن و عظمت شما اهل بيت ، سروده ام و علاقه مندم آن را در محضر شما بخوانم ؟»امام (ع)فرمود:« بخوان.»
پس دعبل خزاعى قصيده خود را آغاز كرد؛ و چون به اين شعر رسيد:مى بينم كه حقوق و شئون اهل بيت در بين غير صاحبانش تقسيم گشته ، و دست ايشان از تمامى حقوق ، قطع و خالى گشته است .امام (ع) شروع به گريستن نمود؛ و پس از لحظه اى فرمود:« راست گفتى،اى خزاعى! حقيقت را بيان كرده اى.»و  هنگامى كه اين شعر را خواند:«همانا من در دنيا از روزگار آن وحشت داشته ام ؛ وليكن اميدوارم بعد از مرگ به جهت علاقه و محبّت به شما اهل بيت در امنت و آسايش قرار گيرم.»سپس فرمود:«اى دعبل ! خداوند متعال تو را از سختى ها و شدايد قيامت در امان دارد.»
وهمين‏كه‏به‏اين‏شعررسيد:«و قبرنفس زكيّه‏يعنى؛امام موسى‏كاظم(ع)بغداداست،خداوندمتعال او رادرعالى‏ترين‏غرفه‏هاو مقامات اُخروى جاي‏داده است.»
امام (ع)فرمود:« آيا مايلى دو قصيده هم من بسرايم و بر اشعارت افزوده شود؟»دعبل عرضه داشت : «بلى ، ياابن رسول اللّه !»
پس حضرت چنين سرود:«و قبر ديگرى در طوس خواهد بود، كه چه ظلم ها و مصيبت هائى را متحمّل شده و درونش را از زهر جفا به آتش كشيده اند كه تا روز محشر سوزان است .و خداوند، حجّت خود يعنى ؛ امام زمان (عج)را مى فرستد و تمام ناراحتى ها و اندوه ما اهل بيت را برطرف مى گرداند.»
بعد از آن ، دعبل سؤ ال كرد:« اين قبر چه كسى است ، كه در طوس مدفون مى گردد؟!»
حضرت در پاسخ فرمود: «قبر خود من مى باشد، و طولى نخواهد كشيد كه طوس محل تجمع شيعيان من گردد.پس هركس مرا در غريبى طوس با معرفت زيارت نمايد، آمرزيده شود و در قيامت با من محشور خواهد شد.»

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:46 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

صادق-73
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  |