تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشکده پرستاری مامائی شاهد
سیاسی_فرهنگی_علمی_آموزشی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

ا

 

اگر مقصد آسمان است، از اين شهر هم مي‌توان پرواز كرد. از همين شهري كه پرواز

 از آن كوچ كرده است و ديگر هيچ پرستويي در آن نغمه كوچ سر نمي‌دهد و هيچ پروازي

 سكوت آسمان را در هم نمي‌شكند. اگر قصد كوچ داري، همين حالا هم مي‌توان

 رهسپار شد. الان كه فصل كوچ گذشته است و پريدين رنگ باخته است و پرستوها

 رفته‌اند و جامانده‌اي.اگر هواي پرواز در سر داشته باشي، بي‌بال هم مي‌توان پرواز

كرد. اصلاً بي‌بال پريدن شرط است. هرچه سبكبارتر بهتر . . .

خدايا اگر قرار است پرواز

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

اباصالحم!

 

می دونم وقتی زمین می خورم،

 

دل شکسته ی تو بیشتر به درد میاد تا بال شکسته ی من

 

به فدای «هل من ناصر» های غریبانه ات! به فدای انتظار طولانیت! باور می کنی وقتی در پیروی نفس، از راهی که تو رهبرش هستی  دور می افتم، گاهی برای غریبی تو بیشتر دلم می گیره تا سقوط خودم؟

 

من دعا می کنم آقا

 

اما دعای مرا که قدری نیست...ای آبرومند! تو آمین بگوی:

 

ای که مرا برای پرواز آفریدی

 

یا اله العاصین! اسارت در چاه نفس را بر من مپسند

 

ارحم الراحمینم! بر من رحم کن، در این روزها که فرصت عروج از همیشه مهیاتر است، دستانم را بگیر...

 

یا نور المستوحشین فی الظُلَم! نکند این فرصت ها بگذرد و من هنوز زمینگیر و نابینا و دور از تو مانده باشم...

 

خدایا! من تنها تو را دارم...

 

 

 

 

الهی فَلَکَ اسئل و الیک اَبتَهِلُ و ارغب و اسئلک اَن تصلی علی محمد وآل محمد و اَن تجعلنی ممن یُدیم ذکرک و لا یَنقضُ عهدک و لا یَغفُلُ عن شکرک و لا یستخف بامرک

 

الهی و الحقنی بنور عِزِکَ الابهج فاکون لک عارفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا یا ذالجلال و الاکرام و صل علی محمدٍ رسوله و اله الطاهرین و سلم تسلیما کثیرا

 

(فرازی از مناجات شعبانیه)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

به چشمانت می نگرم.

چشمانی که از خستگی کبود شده .

خسته از دیدن قدس در بند شیطان.

ولی از انتظار خسته نیست.

انتظار آزادی سرزمین زیتون، سرزمین فلسطین.

سرزمینی که نژاد پرستان صهیونیست خواب بنا کردن هیکل سلیمان را در آن دیده اند.

ولی چه خواب بی تعبیر و بی حاصلی.

چشمانت غمگین است.

غمگین از مشاهده شهادت مادر و پدرت. ناله خواهرت و گریه برادرت.

ولی ...

                فان حزب الله هم الغالبون

 

اکنون زمان جنگ است. جنگی که از ابتدای تاریخ وجود داشته و تا ابد ادامه دارد.

جنگ حق و باطل.

عده ای به خیال خود با تجهیزات و تکنولوژی نظامی قصد تغییر چهره خاورمبانه را دارند.

ولی گویا هشت سال دفاع مقدس را فراموش کرده اند.

همان ها بودند که خدا آنها را شکست.

ولی گویا درس عبرت نگرفتند و باز شیطنت می کنند.

 

باید حرکت کرد. سکوت را شکست.

 

چرا؟

 

تا حداقل لبخندی را بر لب دخترک فلسطین آزاد بنشانیم.

 

به امید آن روز.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

به راستی در چفیه چه رازی نهفته است که با عطر و اشک و خون آشناست و هنوز در کنار مرقد امام شهیدان، دستمال اشک مردان بی ادعاست؟

در حسینیه امام ، سینه زده ای؟ چفیه ای که بر شانة قبله قلب هاست ، دیده ای؟

در جمکران، الغوث و الامان ، گفته ای ؟ چفیه ای که راهنمای جست و جو گران مهدی زهرا(ع) است دیده ای؟

در دانشگاه نماز خوانده ای؟ چفیه ای که سجده اهل معناست، دیده ای؟

به بهشت زهرا رفته ای؟ چفیه ای را که در قاب عکسی با قرآن و اسلحه ای همنشین است دیده ای؟

از قطره قطره اشک فرو ریخته بر چفیه ای، فشرده شده لای دندان، حدیث درد خوانده ای؟

چه می خوانی؟ تو هم بخوان!

آه از ترکش تهمت!

فریاد از فراموشی دیروز!

امان از خنجری که از پشت فرود آید و صدا ندارد!

چفیه ...! چفیه! ای شال شب های سرد کردستان ام!

چفیه! ای چتر روز های گرم مهران ام!

چفیه ...! چفیه! ای یادگار یاران و همة آبرویم!

ای آبروی باران و ای ابر آرزویم!

با درد فشار دندان هایم بساز که از درد می سوزم.

فریادم را چاه باش.

مگذار سازِ  های هایِ  من ، قهقهه ساز صف دشمن باشد!

       

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

aliakbar

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 الهی!

از آنچه نخواستی چه آید و آنرا که نخواندی کی آید؟...نا کشته را از آب چیست

و ناخوانده را جواب چیست؟...تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است

 و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است....

 

 الهی!

   هر که ترا شناسد کار او باریک است و هر که ترا نشناسد راه او تاریک

           تو را شناختن از تو رستن است..و به تو پیوستن از خود گذشتن است

 

الهی!

   کار آنکس کند که تواند،عطا آنکس بخشد که دارد....

                       پس بنده چه تواند و چه دارد؟

الهی!

    ادای شکر تو را هیچ زبان نیست و دریای فضل تو را هیچ کران نیست...

       و سرّ حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست...

          

            هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست

        یا رب ز ره راست نشانی خواهم .......وز باده آب و خاک جانی خواهم

        از نعمت خود چو بهره مندم کردی....... در شکرگزاریت زبانی خواهم

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

2v0k4si.gif

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

Ashura 134

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

الهي، چه كنم كه بي تو دمي نيارم و بي تو تواني ندارم

 با كه قصه گويم كه داناي شنوا تويي و با كه راز گشايم كه محرم دلها تويي

الهي ، آنكه تو از گناهان من ميداني و ديده اي اگر خلق روزگار بدانند و ببينند رسوايي من است و آنكه من از كرم و مهرباني تو ميدانم و ديده ام اگر خلق عالم بدانند و ببينند رسوايي توست.

الهي ، جز تو مرا كسي نميشناسد و جز من نيز كسي تو را ، اگر به واسطه گناهان من مرا عذاب كني حكم از آن توست و اگر به واسطه كرم خود مرا ببخشي آن نيز از لطف توست .

الهي ،  تو را به جلال خود قسم ميدهم كه در واپسين لحظات ماه ميزبانيت ميهمان از همه جا مانده و از همه كس رانده خويش را نراني و ببخشي كه خلق را آن مهرباني و عطوفت نمي بينم و آن كرم و سخاوت در ايشان نميشناسم.

الهي ، بند بند وجودم آغشته محبت توست و كبوتر خيالم هر روز در آسمان تو پرواز ميكند ، اما چكنم كه ضعيفم و توان ايستادگي در برابر صياد روزگار را ندارم ، هان اي دستگير ضعيفان و اي ياور بيچاره گان گاه آن فرا رسيده است كه گوشه چشمي بنمايي و مرا در پناه گيري .

الهي ، اگر دردي فرستي درمان نيز ببخشي و اگر بلايي نازل كني عافيتي نيز در پي دارد ، مرا با درد و بلايي عجين كن كه درمان و عافيت داشته باشد .

الهي ، تو را ستايش ميكنم كه اول هر آخري و آخر هر اول ، تو را مي پرستم كه ظاهر هر باطني و باطن هر ظاهر، تو را ميجويم كه پيداي هر پنهاني و پنهان هر پيدا ، تو را ميخواهم  تنها به خاطر آنكه فقط تويي و در تو غير از تو هيچ نديده ام و از همه ميگريزم كه نه خود را دارند و نه تو را .

الهي ، مرا به خود وا مگذار كه در من چيزي نيست و به كسان نيز مسپار كه در ايشان نيز چيزي نمي يابم ، مرا با خود دار كه به خود آيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

علی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:48 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

« یا کاشِفَ الکَربِ عَن وَجهِ الرضا عَلَیهِ السَلام؛

إکشِف کَربي وَ همّي بِحَقِّ جدک الحُسَین عَلَیهِ السَلام »

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  |