تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشکده پرستاری مامائی شاهد
سیاسی_فرهنگی_علمی_آموزشی

بزم انتظار

تو از تبار بهاری چگونه بی تو بمانم
شميم عاطفه داری چگونه بی تو بمانم

تو از سلاله نوری تو آفتاب حضوری
به رخش صبح سواری چگونه بی تو بمانم

تویی كه باده نابی وگرنه بی تو چه سخت است
تمام عمر خماری چگونه بی تو بمانم

ببار ابر بهاری هنوز شهره شهر است
كرامتی كه تو داری چگونه بی تو بمانم

بيا به خانه دلها كه در فراق تو دل را
نمانده است قراری چگونه بی تو بمانم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

برداشت از تذكرت الاولياء عطار نيشابوري

 

مطلبي از بايزيد بسطامي

چون او به مراتبي بالا رسيد سخناني مي گفت كه بالاتر از ظرفيت مردم بود و نمي توانستند او را به نحو صحيح درك كنند و هفت بار او را از شهر بسطام بيرون كردند . شيخ به آنها مي گفت: چرا مرا بيرون مي كنيد؟ مردم گفتند : به آن دليل كه تو مرد بدي هستي! شيخ به آنها گفت عجب شهر خوبي است اين بسطام كه بدترينش من هستم.

 

مطلبي از ذوالنون مصري

او گفت: يكي از علائمي كه مي توان از خشم خداوند نسبت به شخصي دريافت اين است كه آن شخص دچار ترس از فقر مي شود(و اين به آن معناست كه شخص خداوند را كه روزي ده هست فراموش مي كند)

و باز ذوالنون مصري گفت: خلوت گزيدن از راه هايي است كه انسان را به اخلاص نزديك مي كند.

هر كسي كه خلوت را انتخاب كرد به جز خداوند نبيند. و هر كسي در خلوت قرار گرفت خود را به ستون هاي اخلاص نزديك كرد و به صداقت رسيد.

همچنان گفت: زاهدان پادشاهان آخرتند و عارفان پادشاهان زاهدان!

همچنان ذوالنون گفت: هر عضوي توبه ي مخصوص به خود را دارد:

توبه دل نيت كردن است بر ترك شهوات

توبه چشم آن است كه چشم از حرام ها بپوشناند.

توبه دست آن است كه دست به سوي آنچه كه نهي شده است دراز نكند.

توبه پا آن است كه به سوي آنچه كه نهي شده است نرود.

توبه گوش نگهداشتن از شنيدن سخنان بيهوده و بد.

توبه شكم، نخوردن حرام است.

توبه ي فرج، دور بودن از فحشا.

 

سخناني از بشر * حافي **:

به او گفتند در بغداد حلال و حرام به هم ديگر مخلوط شده است ، تو چه چيزي مي خوي؟

بشر گفت: از همان چيزي كه شما مي خوريد.

گفتند پس چگونه به اين درجه ي معرفت رسيده اي؟

بشر گفت: لقمه اي كمتر مي خورم و قناعت بيشتر مي كنم و مي گريم.

كسي كه مي خورد و مي گريد برابر نيست با كسي كه مي خورد و مي خندد.

نقل است كه يك نفر در يك سرماي شديد بشر را ديد كه لباس هايش را كم تر از حد معمول كرده و دارد در سرما مي لرزد ، شخص به او گفت اي مرد اين چه حالتي است؟ بشر گفت: فقرا به يادم آمدند و ديدم كه مالي ندارم تا به ايشان بدهم گفتم حداقل كار اين است كه مانند آنها سرما را احساس كنم.

نقل است كه يكي با بشر مشورت كرد كه: دو هزار درم حلال دارم ، مي خواهم كه به حج بروم .

بشر گفت: تو به تماشا مي روي . اگر براي رضاي خداي مي خواهي كاري انجام دهي وام چند فقير كه از پرداختش عاجز شده اند بپرداز يا به يتيمي و يا به خانواده ي بي بضاعتي بده كه راحتيي كه به دل ايشان برسد از صد حج با ارزش تر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:21 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند. اما به پسرم بیاموزید که به ازاء هر شیاد، انسانهای درست و صدیق وجود دارند.

به او بگویید به ازاء هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی هم وجود دارد.

به او بیاموزید که به ازاء هر دشمن، دوستی هست.

می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید، اگر با کار و زحمت خودش، یک دلار کاسبی کند بهتر از این است که جایی روی زمین پنچ دلار پیدا کند.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.

او را از غبطه خوردن برحذر دارید.

به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید، به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید.

به او بگویید تعمق کند.

به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه،به زنبورهایی که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود.

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد.

به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد.

به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.
ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید
اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.

به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد.

به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند. اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پروده نسازید.

بگذارید که شجاع باشد.

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبیست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

يكي بود ، يكي نبود، چهار شمع به آهستگي مي سوختند و در محيط آرامي صداي صخبت آنها به گوش مي رسيد:

شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم ، اما هيچ كسي نمي تواند شعله مرا روشن نگه دارد. من باور دارم كه به زودي مي ميرم... سپس شعله صلح و آرامش ضعيف شد و به كلي خاموش شد.

شمع دوم گفت: من ايمان هستم. براي بيشتر آدم ها ديگر در زندگي ضروري نيستم. پس دليلي وجود ندارد كه روشن بمانم... سپس با وزش نسيم ملايمي ، ايمان نيز خاموش شد.

شمع سوم با ناراحتي گفت: من عشق هستم ولي توانايي آن را ندارم كه ديگر روشن بمانم. انسان ها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده اند و اهميت مرا درك نمي كنند . آن ها حتي فراموش كرده اند كه به نزديك ترين كسان خود عشق بورزند... طولي نكشيد كه عشق نيز خاموش شد. ناگهان كودكي وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را ديد. چرا شما خاموش شده ايد، شما قاعدتا بايد تا آخر روشن بمانيد. سپس شروع به گريه كرد. آنگاه شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زماني كه من وجود دارم ما مي توانيم بقيه شمع ها را دوباره روشن كنيم. من اميد هستم! با چشماني كه از اشك و شوق مي درخشيد، كودك شمع اميد را برداشت و بقيه شمع ها را روشن كرد.

نور اميد هرگز از زندگيتان خاموش مباد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

                                                              شرح دهم غم تو را نکته به نکته  مو  به  مو

از پی دیدن رخت همچو   صبا فتاده ام

                                                              کوچه به کوچه در به در خانه به خانه کو به کو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

1-بايد در حد وسع خودمان هدايت داشته باشيم . اين روش ورود در باب رحمت الهي است .

2-شب زنده داري بر عمر و روزيتان مي افزايد .

3-پيامبران و اوصياء الهي براي اينكه طمعي به بيت المال نداشته باشند هر كدامشان مشغول كاري بودند .

4-طبيعيّون هم خدا پرست هستند . اينها فطرتاً الهي هستند ، منتهي اشتباه در تطبيـــق كرده اند .

5-عاقل بدون ايمان شيطان است .

6-كليه خطابهاي شارع بر روي مؤمن عاقل است .

7-عمر شما در اثر خدمت به مردم زياد مي شود .

8-هر كسي تفقّه در دين پيدا بكند حكيم است .  

9-علم حقيقي علمي است كه انسان را به هدايت خاصّه راهنمايي كند . علمي است كه او را به احوال دلش آگاه بكند .

10-اگر خدا را مي خواهي بايد از خوديّت خود ت بگذري

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

به این تصویر بنگر!

آیا در وجود خویش نرمی پرهای کبوتری را که آرام آرام از قلبت به پرواز در می آید، احساس نمی کنی؟

بیشتر به تماشا بنشین!

آیا پرزدن کبوتر راستی و پاکی را با سر انگشتان حساست در نمی یابی؟

باید کبوتر رام و نازنین کودکی را به دوران نوجوانی و جوانی و...... برد، بزرگ کرد و زیادش نمود

 باید همیشه در جان و دل خویش" کبوتر خانه ای" داشت تا زندگی پر از صلح و محبت شود، زیرا هیچ کبوتری را تا به حال به کینه  ورزی و نامهربانی متهم نکرده اند.......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:37 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

دعاى هفت هيكل از جمله ادعيه شريفه اى است كه هر كس آن را بخواند يا در نزد خود نگاهدارد خداوند تبارك و تعالى او را از غيبت و بدگويى مردمان نگاهدارد و دشمنان او را مغلوب نمايد و در بعضى از كتب زياد بر اين مطلب خواص و حسنه نوشته اند. این دعا را نوشته و همراه خود داشته باشید یا بر خواندن آن مداومت داشته باشید. یا علی

هيكل اول

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اعيذ نفسى باللّه العلى العظيم اللّه لا اله الا هو الحى القيوم لا تاخذه سنه و لانوم له ما فى السموات و ما فى الارض من ذالذى يشفع عنده الا باذنه يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم و لايحيطون بشى ء من علمه الا بماشاء وسع كرسيه السموات و الارض و لايوده حفظهما و هو العلى العظيم .

هيكل دوم

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اعيذ نفسى باللّه العلى العظيم اذ قالت امراه عمران رب انى نذرت لك ما فى بطنى محررا فتقبل منى انك انت السميع العليم سنه من قد ارسلنا قبلك من رسلنا و لاتجد لسنتنا تحويلا اقم الصلوه لدلوك الشمس الى غسق اليل و قران الفجر ان قران الفجر كان مشهودا و من اليل فتهجدبه نافله عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا و قل رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق و اجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا.

هيكل سوم

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اعيذ نفسى باللّه العلى العظيم امن الرسول بما انزل اليه من ربه و المومنون كل امن باللّه و ملئكته و كتبه و رسله لانفرق بين احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانك ربنا و اليك المصير لايكلف اللّه نفسا الا وسعها لها ما كسبت وعليها ما اكتسبت ربنا لاتواخدنا ان نسينا او اخطانا ربنا و لاتحمل علينا اصراكما حملته على الذين من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولينا فانصرنا على القوم الكافرين .

هيكل چهارم

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اعيذ نفسى باللّه العلى العظيم و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا و ننزل من القران ما هو شفاء و رحمة للمومنين و لايزيد الظالمين الا خسارا و اذا انعمنا على الانسان اعرض و نابجانبه و اذا مسه الشر كان يوسا قل كال يعمل على شاكلته فربكم اعلم بمن هو اهدى سبيلا و بسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى و ما اوتيتم من العلم الا قليلا.

هيكل پنجم

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اعيذ نفسى باللّه العلى العظيم قال رب انى و هن العظم منى و اشتعل الراس شيبا و لم اكن بدعائك رب شقيا و انى خفت الموالى من ورائى و كانت امراتى عاقرا فهب لى من لدنك يرثنى ويرث من ال يعقوب و اجعله رب رضيا لقد صدق اللّه رسوله الرويا بالحق لتدخلن المسجد الحرام انشاء اللّه امنين محلقين روسكم و مقصرين لاتخافون فعلم ما لم تعلموا فجعل من دون ذلك فتحا قريبا.

هيكل ششم

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اعيذ نفسى باللّه العلى العظيم قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قراءنا عجبا يهدى الى الرشد فامنا به ولن نشرك بربنا احدا و انه ، تعالى جد ربنا ما اتخذ صاحبه و لا ولدا و انه ، كان يقول سفيهنا على اللّه شططا.


هيكل هفتم

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اعيذ نفسى باللّه العلى العظيم و ان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمين .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:35 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

در انتخاب خطر ، استخاره ممنوع است

كلام، هيچ ...كه حتي اشاره ممنوع است

نوشته اند به طومار جاده، با خط خون

براي مرد، عبور از كناره ممنوع است

مپیچ دور بدن‌هاي کشتگان ، مهتاب

كفن براي تن پاره پاره ممنوع است

غرور، داد به چشمان تشنه لب، اخطار

كه سمت آب گوارا نظاره ممنوع است

تمام ماحصل نهضت حسين (ع) اين است

كه نام مرد به هر سنگ‌واره ممنوع است

نبينم اي غزل سرخ، بي‌طرف  باشي!

صريح باش،دگر استعاره ممنوع است

شهادت آمد  و هفتاد و دو نفر  گفتند :

در انتخاب خطر استخاره ممنوع است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:33 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

هر شهیدی کربلائی دارد
خاک آن کربلا ... تشنه خون اوست
و زمان انتظار می کشد
تا پای آن شهید بدان کربلا رسد
و آنگاه ... خون شهید ، جاذبه خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید
و معبری از نور خواهد گشود
و روح اش را از آن ، به سفری خواهد برد که که برای پیمودن آن
هیچ راهی به جز شهادت وجود ندارد ...
(شهید سید مرتضی آوینی)
***************************************
دعا کنید خداوند شهادت را نصیب شما کند
در غیر اینصورت زمانی فرا می رسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان امروز به سه دسته می شوند :
دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند .
دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند .
و دسته سوم به گذشته خو وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد .
پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید .
چون عاقبت دو دسته  اول ختم به خیر نخواهد شد و جز دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود .
( سردار شهید حمید باکری )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:27 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

طبیعت

1

طبیعت

گوشه ای از بهشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:18 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

      اللهم عجل لولیک الفرج

      التماس دعا برای فرج آقا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:15 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

صلوات يعنى چه ؟
صلوات چه اثرى در روح انسان دارد؟

صلوات چه ذكرى است ؟
صلوات چه آثارى در دنيا و برزخ و قيامت دارد؟
صلوات يعنى پيامبر و آل او.
صلوات بهترين هديه از طرف خداوند براى انسان است .
صلوات تحفه اى از بهشت است .
صلوات روح را جلا مى دهد.
صلوات عطرى است كه دهان انسان را خوشبو مى كند.
صلوات نورى در بهشت است .
صلوات نور پل صراط است .
صلوات شفيع انسان است .
صلوات ذكر الهى است .
صلوات موجب كمال نماز مى شود.
صلوات موجب كمال دعا و استجابت آن مى شود.
صلوات موجب تقرب انسان است .
صلوات رمز ديدن پيامبر در خواب است .
صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است .
صلوات انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .
صلوات جواز عبور انسان به بهشت است .
صلوات انسان را در سه عالم بيمه مى كند.
صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .
صلوات برترين عمل در روز قيامت است .
صلوات سنگين ترين چيزى است كه در قيامت بر ميزان عرضه مى شود.
صلوات محبوب ترين عمل است .
صلوات آتش جهنم را خاموش مى كند.
صلوات زينت نماز است .
صلوات گناهان را از بين مى برد.
صلوات بهترين داروى معنوى است .
چه خوب است كه انسان دائم الصلوات باشد؛ چرا كه پيامبر نيز دائم الصلوات است .
چه خوب است هميشه زبان انسان مشغول ذكر صلوات باشد.
چه خوب است كه فضاى جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات كنيم .
چه قدر از عمر مى گذرد و حرف هاى بيهوده از زبان ما خارج مى شود كه دل انسان را سياه مى كند، صلوات فرستادن بهتر از سكوت و خيال بافى هاى بيهوده و سخنان بى ارزش است ، پس اگر زبان مشغول صلوات باشد هم به عمر خود ارزش داده ايم و هم روح خود را جلا و فضاى محيط خود را نورانى كرده ايم . بياييم دنيا و و عالم برزخ و قيامت خود را با صلوات بيمه كنيم . و با اين صلوات خداوند و اهل بيت عليهم السلام را خوشحال كنيم .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

جوان ثروتمندي نزد يك انسانی وارسته رفت و از او اندرزي براي زندگي نيك خواست.

 مرد  او را به كنار پنجره برد و پرسيد:

- "پشت پنجره چه مي بيني؟"

- "آدمهايي كه ميآيند و ميروند و گداي كوري كه در خيابان صدقه ميگيرد."

بعد آينه ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد:

- "در اين آينه نگاه كن و بعد بگو چه ميبيني."

- "خودم را ميبينم."
- " ديگر ديگران را نميبيني! آينه و پنجره هر دو از يك ماده ي اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه لايه ي نازكي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نميبيني. اين دو شيئ شيشه اي را با هم مقايسه كن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و به آنها احساس محبت ميكند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده ميشود، تنها خودش را مي بيند. تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش نقرهاي را از جلو چشمهايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري."

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

تولد حضرت معصومه کریمه اهل بیت و ستاره پر فروغ ایران زمین و همچنین روز ملی دختران را به همه شیعیان کریم اهل بیت و علی الخصوص دختران پاک سرزمین آلاله ها تبریک و تهنیت عرض میکنم .

 

روز دختران فرصت مناسبی برای گردآمدن حول شخصیت گرانقدر حضرت معصومه (س) به عنوان اسوه کامل اخلاق و اخلاص است ویکی از مهمترین فاکتورهای زندگی دختران حفظ عفت و پاکدامنی میباشد که که این ویژگی در لحظه به لحظه  زندگی معصومین مشاهده می گردد.

 

                                         

 

بی شک اهل بیت پیامبر (ص) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضایل می درخشد. درخشان ترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت، فاطمه فرزند پاکیزه موسی بن جعفر (ع) است؛ بانویی که سالهاست تشنگان معرفت از حریمش، زلال ایمان می نوشند و عارفان با گذر بر زندگی فرزانه اش و درک لحظه های آسمانی شدنش، درهای عروج را به روی خود می گشایند و بوی وصال را در گستره زمین منتشر می سازند.

 حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل «معصومه» نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که علامه مجلسی در اینباره میگوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود:

«هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

تولد حضرت معصومه کریمه اهل بیت و ستاره پر فروغ ایران زمین و همچنین روز ملی دختران را به همه شیعیان کریم اهل بیت و علی الخصوص دختران پاک سرزمین آلاله ها تبریک و تهنیت عرض میکنم .

 

روز دختران فرصت مناسبی برای گردآمدن حول شخصیت گرانقدر حضرت معصومه (س) به عنوان اسوه کامل اخلاق و اخلاص است ویکی از مهمترین فاکتورهای زندگی دختران حفظ عفت و پاکدامنی میباشد که که این ویژگی در لحظه به لحظه  زندگی معصومین مشاهده می گردد.

 

                                         

 

بی شک اهل بیت پیامبر (ص) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضایل می درخشد. درخشان ترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت، فاطمه فرزند پاکیزه موسی بن جعفر (ع) است؛ بانویی که سالهاست تشنگان معرفت از حریمش، زلال ایمان می نوشند و عارفان با گذر بر زندگی فرزانه اش و درک لحظه های آسمانی شدنش، درهای عروج را به روی خود می گشایند و بوی وصال را در گستره زمین منتشر می سازند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

بعضی انسانها جليس حضرت رب العالمين اند .

بعضی انسانها مهمان سفره های چرب و شيرين اند .

بعضی انسانها تشنه ی شراب طهوراند .

بعضی انسانها بسيار ظلوم و جهولند .

بعضی انسانها به دنبال پاسپورت ملکوتند .

بعضی انسانها اجاره نشين خانه ی عنکبوتند .

بعضی انسانها امير افلاکند .

بعضی انسانها اسير عالم خاکند .

بعضی انسانها ستوده ی قرآنند .

بعضی انسانها پست تر از حيوانند .

بعضی انسانها روزی يک خم شراب معرفت می نوشند .

بعضی انسانها روزی صد خم شراب حماقت می نوشند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

درویش ایلیا
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

NEVESHTEH___1
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

ناگهان طوفانی به پا شد . صدایی طنین انداز شد :

ای انسان ، تو محبوب منی ، دنیا رو به خاطر تو خلق کردم ،  

از روح خودم در تو دمیدم ، اگر کسی بهت لبیک نمی گوید

چون هم طراز تو نیست حتی جبرئیل ، بزرگترین فرشتگان ،

قادر نیست که هم طرازت شود زیرا بالش می سوزد ....

ای انسان ،  

 تویی که زیبایی را درک می کنی

 تنها تویی که خدای را  

 با عشق نه با جبر پرستش می کنی

 تنها تو نماینده ی خدا شده اي   

تنها تویی که قدرت خدا رو درک می کنی ،

 غرور می ورزی و عصیان می کنی

شکسته می شوی و رام می گردی ،

 تنها تویی که فاصله ی لجن و خدا را قادری بپیمایی

و ثابت کنی افضل مخلوقاتی !

ای انسان خلقت در تو به کمال رسید

 و کلمه در تو تجّسد یافت و عشق

 با وجود تو معنی و مفهوم یافت

 و خدایی خود را در صورت تو تجلی کرد  

ای انسان تو مرا دوست میداری

 و من نیز تو را دوست میدارم ،

تو از منی ، و به سمت من باز می گردی .

 

             بخشی از کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود ( شهید چمران )

 

لا حول و لا قو ة الا بالله العلی العظيم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 التماس به خدا شجاعت است ،

                       اگر برآورده شد رحمت است،

                                       اگر برآورده نشد حكمت است ،

                                        التماس به خلق ذلت است ،

                        اگر برآورده شد منت است،

         اگر برآورده نشد خفت است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

آدمي اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا :

اگر بسيار كار كند، مي ‌گويند احمق است !
اگر كم كار كند، مي ‌گويند تنبل است!
اگر بخشش كند، مي ‌گويند افراط مي‌كند!
اگر جمعگرا باشد، مي‌ گويند بخيل است!
اگر ساكت و خاموش باشد مي گويند لال است!
اگر زبان‌آوري كند، مي ‌گويند ورّاج و پرگوست!
اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند مي‌ گويند رياكاراست!
و اگر نكند مي گويند كافراست و بي‌ دين !!!

لذا نبايد بر حمد و ثناي مردم اعتنا كرد و جز از
خداوند نبايد ازكسي ترسيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

تاریخچه مختصر انتفاضه:
انتفاضه واژه اى است كه از سال (1366 ه - ش ) وارد واژه هاى انقلابى ، سياسى مصطلح روزمره شده است . انتفاضه از نظر لغوى يعنى جنبش و لرزش و حركتى كه همراه با نيرو و سرعت باشد.
از نظر سياسى و اجتماعى انتفاضه يا قيام عبارتست از رفتار و عملكرد معترضانه و شجاعانه مستمر مردم غيرمسلح فلسطين در قبال رژيم اسرائيل
در دسامبر 1987 در پى يك جريان حادثه رانندگى در فلسطين اشغالى (كشته شدن چند فلسطينى توسط كاميوندار اسرائيلى ) انتفاضه اول (بزرگ ) آغاز شد.
پس از اين ماجرا، فلسطينى هاى كرانه باخترى رود اردن و نوار غزه عليه اسرائيلى ها قيام كردند، چون فلسطينى ها از سنگ براى حمله به اسرائيلى ها استفاده كردند انتفاضه را قيام يا انقلاب سنگ نمى نامند. ورود آريل شارون قصاب صبرا و شتيلا به مسجدالاقصى در (28 دسامبر 2000 / مهرماه 1379) موج خشم فلسطينى ها را برانگيخت . خيزش فلسطينى ها پس از ورود شارون به در مسجد الاقصى را انتفاضه دوم يا انتفاضه الاقصى مى نامند.
انتفاضه حركت مردمى بود كه مى خواستند هويت و شخصيت از دست رفته خود را بازيابند. تا قبل از انتفاضه ، فقط مساءله فلسطينى هاى خارج از سرزمينهاى اشغالى مطرح بود با شروع انتفاضه اين مساءله به داخل اراضى اشغالى منتقل شد و مجددا به فلسطينيان داخل اعتبار بخشيد. به اين ترتيب امنيت داخلى اسرائيل به شدت به خطر افتاد و همين امر، ضرورت حل مساءله فلسطين را براى اسرائيليها مطرح ساخت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:52 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛                                            
هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛
هرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛
و اینها همه چیست؟
جز نعمت تمام و کمال و احسان بی‌پایان تو!؟
من کدام یک از نعمت‌های تو را می‌توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟
خدایا! الطاف خفیه‌ات و مهربانی‌های پنهانی‌ات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست.
خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آن‌سان که انگار می‌بینمت.
من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می‌کنم.
خدایا!
من را با تقوای خودت سعادتمند گردان
و با مرکب نافرمانی‌ات به وادی شقاوت و بدبختی‌ام مکشان.
در قضایت خیرم را بخواه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

                       مناجات با خدا برای اهل دل :

 الهی : راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوار تر.

الهی : ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره ای و ما همه هيچ کاره ايم و تنها تو کاره ای.

الهی : چون تو حاضری چه جويم ؟ و چون تو ناظری چه گويم ؟

الهی : جان به لب رسيد تا جام به لب رسيد .

الهی : عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد کرد ؟

الهی : چون در تو می نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم .

الهی : آنکه از خوردنو خوابيدن شرم دارد از ديگران امور چه گويد ؟

الهی : در ذات خود متحيرم تا چه رسد در ذات تو .

الهی : دندان داده ای نان داده ای جان داده ای جانان بده .

الهی : انگشتری سليمانيم دادی انگشت سليمانيم ده .

الهی : اگر ستار العيوب نبودی ما از رسوايی چه می کرديم ؟

الهی : ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا .

الهی : از کودکان چيز ها آموختم لاجرم کودکی پيش گرفتم .

الهي : اگر گلم و يا خارم از آن بوستان يارم .

الهی : فرزانه تز از ديوانه تو کيست ؟

 الهی : اگر از من پرسند کيستی چه گويم ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

چه بخواهم که لایقت باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

می خواهم به تو نزدیک شوم.

فرمود:قرب من برای کسی است که شب قدر بیدار باشد.

 

گفت:خدایا! رحمتت را می خواهم

فرمود:رحمتم از آن کسی است که در شب قدر به مسکینان رحم کند.

 

گفت:خدایا! جواز گذشتن از پل صراط را می خواهم

فرمود:آن از آن کسی است که در شب قدر صدقه ای بدهد.

 

گفت: خدایا! از درختان و میوه های بهشتی می خواهم!

فرمود: آنها برای کسی است که در شب قدر مرا به پاکی یاد کند.

 

گفت: خدایا! رهایی از آتش جهنم را می خواهم.

فرمود:آن برای کسی است که از گناهانش در شب قدر استغفار کند.

 

گفت:خدایا! خشنودی تو را می خواهم.

فرمود:خشنودی من از آن کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند

* * * * *

 همچنین  از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم سوال شد: اگر شب قدر را درک کردیم از خدا چه بخواهیم؟

فرمود: عافیت را!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

الهی !

من آمده ام تا تسبیح توبه و پشیمانی را دانه دانه شمارش کنم...

ای تنها امیدم!

آمده ام تا سکوت شرمساری ام را با زمزمه "الغوث الغوث" بشکنم و فریاد نیاز سر دهم.

 

آمده ام تا به چهارده نور پاک قسمت دهم و با ذکر "بک یا الله" امیدهایم را به اجابت برسانم.

 

آمده ام تا در نورانیت این شب،تولد دوباره یابم.

 

آمده ام...

 

مرا بپذیر ای بهترین ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:2 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

يا اباصالح المهدي

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

مبادا روي لاله ها پا گذاريم
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:44 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 


إِنَّ اللّهَ يُحِــــبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِــــــبُّ الْمُتَطَـــــــــــــهِّرِين(بقره / 222)
همانا خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و پاكان را نيز دوست دارد.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

                                  

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله

خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.

راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بندة خوب نبود،... ديگر...

حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي.

منزل ظهر جمعه 6/4/82

 بــه پايان آمد اين دفتر                  حكايت همچنان باقی است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 3:29 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

زمزمه آمدنت رسیده بود....

توآمدی درپائیزان سردی که دلهای زردمان زنگارگناه ومعصیت رابخود گرفته بود
 وضمیر خاکی مان که تشنه نسیم مهربانیت بود.

توآمدی وبهاری برکویرخشک وبی حاصلمان شدی

وپس ازسالها بی نشانی
 با تکه استخوانهای درهم شکسته آمدی تازیارتنامه ای شوی برلهیب سینه پردردمان

دیر نیامدی، ما تورا دیرخواندیم،
 مي دانم گله مندي
اما دست وپایمان دربند دنیا بندآمده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

دست نوشته اي از شهيد سيد مرتضي آويني
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  |