تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشکده پرستاری مامائی شاهد
سیاسی_فرهنگی_علمی_آموزشی
     
علی سواری گفت: برای سرپوش گذاشتن بر شکست های پی در پی غرب و ایجاد یک شوک به جهان اسلام برای جبران آن شکست ها غرب با دست و پا کردن یک فیلم موهن اسلام را مورد هدف قرار داده است.

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد با بیان اینکه غرب می داند موفقیت ایران در پرونده هسته ای پرونده شکست های پی در پی غرب در برخورد با جهان اسلام را کامل می کند اظهار داشت: تفکر عزت مندانه ایران بعد از حمله ور شدن غرب به ایران اسلامی از جهات گوناگون مانند بحث حقوق بشر و ... این بار با یک شوک جدید در سالهای اخیر مواجه گشته است که این شوک همان جریان توهین به مقدسات اسلامی و در بالاترین سطح آن یعنی قرآن کریم و پیامبر گرامی اسلام شکل گرفت.

وی افزود: این توهین ها بعد از شکست در طرح صلح خاورمیانه با هدف منزوی کردن کشورهای مخالف سیاست های امریکا، ترور شهید مغنیه با همکاری بعضی دول عربی منطقه، بالا رفتن مقبولیت حماس و تفکر جهاد اسلامی در فلسطین، و البته شکست سنگین اسرائیل در جنگ 33 روزه به عنوان یک شوک به مسلمانان اعمال شد.

این فعال دانشجویی در پایان تاکید کرد: تحریم اقتصادی و محدود کردن روابط با کشور های توهین کننده به همراه اتحاد بیشتر کشورهای اسلامی می تواند موج عظیمی به وجود آورد تا غرب دیگر به فکر توهین و افترا زدن به اسلام عزیز نیافتد.



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

به گزارش خبرنگار سایت تحلیلی خبری دانشجویان مستقل و به نقل از نشریه دانشجویی تسنیم، اعضای شورای مرکزی و هیئت نظارت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد عصر روز یکشنبه با دکتر ثقفی رئیس دانشگاه دیدار و گفتگو کردند.

در این جلسه که حدود 3 ساعت به طول انجامید، اعضای انجمن اسلامی و ریاست دانشگاه حول محورهای مسائل فرهنگی، وضعیت علمی و پژوهشی، توسعه تحصیلات تکمیلی و توسعه عمرانی دانشگاه به بحث و تبادل نظر پرداختند.

*قانون در دانشگاه شاهد حرف اول را می زند

در این جلسه رئیس دانشگاه با ذکر این نکته که گفتمان حاکم بر دانشگاه، گفتمان عدالت است، اظهار داشت: حقوق همه افراد در دانشگاه مبتنی بر عدالت بوده و قانون فصل الخطاب همه است. این یک کار مهم فرهنگی است و امروز در این مجموعه قانون حرف اول را می زند.

*توسعه تحصیلات تکمیلی یک محور اساسی دانشگاه است که عملی شدن آن با خاص شدن دانشگاه مغایرت دارد

دکتر ثقفی با بیان اینکه توسعه تحصیلات تکمیلی یکی از محورهای اساسی دانشگاه است، اضافه کرد: جمع بندی ما این است که اگر بخواهیم افراد موثری را تحویل جامعه و نظام بدهیم، این افراد بایستی در حوزه های تخصصی تقویت شوند لذا بر این اساس ما در سال گذشته مصوبه بیش از 10 دوره PHD را اخذ نمودیم که امسال به دنبال راه اندازی آن هستیم.

وی همچنین از رشد بی سابقه پروژه های پژوهشی-تحقیقاتی که از خارج به دانشگاه وارد می شود خبر داد و افزود: این رقم اکنون نزدیک به 40 میلیارد ریال است، حال آنکه در تاریخ دانشگاه تا به حال از سقف 10 میلیارد ریال تجاوز نکرده بود.

ثقفی خاطرنشان کرد: در آینده حداقل 8 پژوهشکده در دانشگاه ایجاد خواهد شد.

 

*خاص شدن دانشگاه شایعه است و مدرک داشجویان همچون گذشته با امضای شخص وزیر علوم صادر می شود.

رییس دانشگاه،قرار گرفتن دانشگاه شاهد در زمره دانشگاه های خاص را شایعه دانست و عنوان کرد : معلوم نیست منشاء این شایعات کجاست و بر اساس کدام دلیل و مدرک این مطالب منتشر میشود.

دکتر ثقفی با رد قید شدن هرگونه عنوان همچون غیر انتفاعی و ... در مدارک تحصیلی دانشجویان گفت: در دانشگاه شاهد نیز همانند روند حاکم بر سایر دانشگاه ها ، در صورتیکه دانشجو در هنگام فراغت از تحصیل به صندوق رفاه دانشجویی (متعلق به وزارت علوم) بدهی داشته باشد، گواهی موقت صادر شده و پس از پرداخت تعهدات، مدرک و دانشنامه با امضای شخص وزیر علوم برای فرد صادر میگردد.وی با تاکید بر اینکه دانشگاه شاهد همانند گذشته بودجه ی خود را از بودجه سراسری کشور و دولت تامین می کند عنوان کرد: دانشگاه در سال 87 صد درصد بودجه ی خود را بصورت متمرکز از وزارت علوم دریافت مینماید.

وی همچنین افزود: در حال حاضر هیچ توافق و برنامه جدیدی برای ایجاد تغییرات در دانشگاه وجود ندارد و دانشگاه شاهد بر مبنای برنامه چهارم توسعه کشور در صدد گسترش ظرفیت دوره های تحصیلات تکمیلی است و از این رو ضرورتی هم برای ایجاد تغییرات احساس نمی شود.

*فقدان اطلاع رسانی صحیح، عامل مهم نشر شایعات است

در ادامه این جلسه زهرا سلطانی ( دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد) با بیان اینکه مطالبه اصلی دانشجویان افزایش و توسعه همه جانبه ی علمی و فرهنگی دانشگاه است از مسئولین دانشگاه خواست تمام توان خود را در این راستا بکار گیرند و هرگونه مانع موجود بر سر راه افزایش سطح علمی و ارتقاء اعتبار دانشگاه را مرتفع نمایند.وی همچنین با انتقاد از نحوه ی اطلاع رسانی در دانشگاه، خلاء اطلاع رسانی سالم و رسمی در دانشگاه را یکی از علل مهم پراکنده شدن شایعات دانست و خواستار رفع این نقیصه گردید.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

پايداري رمز ماندگاري


 



 


پرونده انرژي هسته اي به ما آموخت كه


رمز پيروزي در برابر تهديد و فشار پايداري و مقاومت است ته تسليم و سازش 


و عزت بالاترين هديه آن به ما بود.


 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:51 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:48 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

emam reza


                                         اى غريبى كه ز جد و پدر خويش جدائى                        خفته در خاك خراسان ، تو غريب الغربائى
                                          چه ثنا گويمت ، اى داور هفتاد و دو ملت                      كه ثنا خوانده خدايت ، تو چه محتاج ثنائى
                                          اى شه يثرب و بطحا، تو غريبى به خراسان                    سرور جمله غريبان و معين الضعفائى
                                          اغنيا مكه روند و فقرا سوى تو آيند                              جان به قربان تو اى شاه كه حج فقرائى
دردفتر تاريخ شيعه و در كتب و روايات از هشتمين امام با القاب زيادي نام برده اند اما معروفترين لقب آن حضرت«رضا»است و به اين دليل خداوند نام «رضا» را براى او برگزيده است چون ايشان در آسمانها در نزد خداوند تبارك و تعالى و در زمين ميان پيامبران و امامان(ع) مورد رضايت بود و دل به خشنودى خدا سپرده بود. در تمايز امام هشتم از بقيه امامان شيعه و اينكه ايشان را به عنوان رضا مى شناسند, آمده است كه: «از وقتى مخالفين از دشمنان آن حضرت به او راضى شدند, همچنانكه موافقين از ياران و دوستانش به او رضايت دادند و اين خصوصيت در هيچكدام از پدران بزرگوارش نبود.»و جدّبزرگوارش پيامبر(ص)فرمود:«خداوند متعال نام او را «على» برگزيد و در ميان تمام خلايق راضى و رضا خواند؛ و او را شفيع شيعيان قرار داد كه در روز قيامت به وسيله او نجات يابند و رستگار گردند.»
اباصلت هروى حكايت كند:«روزى دعبل خزاعى شاعر اهل بيت(ع)درشهرمرو به محضر مبارك امام رضا(ع)شرفياب شد و اظهار داشت :« ياابن رسول اللّه ! قصيده اى در شأن و عظمت شما اهل بيت ، سروده ام و علاقه مندم آن را در محضر شما بخوانم ؟»امام (ع)فرمود:« بخوان.»
پس دعبل خزاعى قصيده خود را آغاز كرد؛ و چون به اين شعر رسيد:مى بينم كه حقوق و شئون اهل بيت در بين غير صاحبانش تقسيم گشته ، و دست ايشان از تمامى حقوق ، قطع و خالى گشته است .امام (ع) شروع به گريستن نمود؛ و پس از لحظه اى فرمود:« راست گفتى،اى خزاعى! حقيقت را بيان كرده اى.»و  هنگامى كه اين شعر را خواند:«همانا من در دنيا از روزگار آن وحشت داشته ام ؛ وليكن اميدوارم بعد از مرگ به جهت علاقه و محبّت به شما اهل بيت در امنت و آسايش قرار گيرم.»سپس فرمود:«اى دعبل ! خداوند متعال تو را از سختى ها و شدايد قيامت در امان دارد.»
وهمين‏كه‏به‏اين‏شعررسيد:«و قبرنفس زكيّه‏يعنى؛امام موسى‏كاظم(ع)بغداداست،خداوندمتعال او رادرعالى‏ترين‏غرفه‏هاو مقامات اُخروى جاي‏داده است.»
امام (ع)فرمود:« آيا مايلى دو قصيده هم من بسرايم و بر اشعارت افزوده شود؟»دعبل عرضه داشت : «بلى ، ياابن رسول اللّه !»
پس حضرت چنين سرود:«و قبر ديگرى در طوس خواهد بود، كه چه ظلم ها و مصيبت هائى را متحمّل شده و درونش را از زهر جفا به آتش كشيده اند كه تا روز محشر سوزان است .و خداوند، حجّت خود يعنى ؛ امام زمان (عج)را مى فرستد و تمام ناراحتى ها و اندوه ما اهل بيت را برطرف مى گرداند.»
بعد از آن ، دعبل سؤ ال كرد:« اين قبر چه كسى است ، كه در طوس مدفون مى گردد؟!»
حضرت در پاسخ فرمود: «قبر خود من مى باشد، و طولى نخواهد كشيد كه طوس محل تجمع شيعيان من گردد.پس هركس مرا در غريبى طوس با معرفت زيارت نمايد، آمرزيده شود و در قيامت با من محشور خواهد شد.»

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:46 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

صادق-73
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

فاطر 10 : «هرکس عزت مي خواهد (بداند که) هرچه عزت است، نزد خداوند است؛ سخنان پاکيزه به سوي او بالا مي رود، و کار نيک آن را بالا مي برد، و کساني که بدسگالي کنند، عذابي شديد (در پيش) دارند، و مکر اينان بر باد است.»

زمر 8 : «و چون به انسان بلايي رسد پروردگارش را - انابت کنان – مي خواند، سپس چون نعمتي از سوي خويش به او ارزاني دارد، فراموش مي کند که پيشتر چه دعايي به درگاه او داشت، و براي خداوند همتاياني قائل مي شود که (ديگران را هم) از راه او گمراه سازد، بگو با کفر خويش اندکي (از زندگاني) بهره مند شو که (سرانجام،) تو از دوزخياني.»

مي توني يک مصداق از اين آيه رو تو زندگي خودت پيدا کني؟

من که زياد پيدا کردم.

شوري 4 : «و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است او راست؛ و او بلند مرتبه بزرگ است.»

اين رو خيلي شنيدي ولي تابحال فکر کردي معنيش چيه؟ يعني هرچيزي که تو بخواي، هر چيزي که آرزوش و بکني مال خداست. هرچيزي که مي خواي رو بايد از صاحبش بخواي، پس از خدا بخواه، هرچي مي خواي.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 1:8 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

ا

 

اگر مقصد آسمان است، از اين شهر هم مي‌توان پرواز كرد. از همين شهري كه پرواز

 از آن كوچ كرده است و ديگر هيچ پرستويي در آن نغمه كوچ سر نمي‌دهد و هيچ پروازي

 سكوت آسمان را در هم نمي‌شكند. اگر قصد كوچ داري، همين حالا هم مي‌توان

 رهسپار شد. الان كه فصل كوچ گذشته است و پريدين رنگ باخته است و پرستوها

 رفته‌اند و جامانده‌اي.اگر هواي پرواز در سر داشته باشي، بي‌بال هم مي‌توان پرواز

كرد. اصلاً بي‌بال پريدن شرط است. هرچه سبكبارتر بهتر . . .

خدايا اگر قرار است پرواز

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

اباصالحم!

 

می دونم وقتی زمین می خورم،

 

دل شکسته ی تو بیشتر به درد میاد تا بال شکسته ی من

 

به فدای «هل من ناصر» های غریبانه ات! به فدای انتظار طولانیت! باور می کنی وقتی در پیروی نفس، از راهی که تو رهبرش هستی  دور می افتم، گاهی برای غریبی تو بیشتر دلم می گیره تا سقوط خودم؟

 

من دعا می کنم آقا

 

اما دعای مرا که قدری نیست...ای آبرومند! تو آمین بگوی:

 

ای که مرا برای پرواز آفریدی

 

یا اله العاصین! اسارت در چاه نفس را بر من مپسند

 

ارحم الراحمینم! بر من رحم کن، در این روزها که فرصت عروج از همیشه مهیاتر است، دستانم را بگیر...

 

یا نور المستوحشین فی الظُلَم! نکند این فرصت ها بگذرد و من هنوز زمینگیر و نابینا و دور از تو مانده باشم...

 

خدایا! من تنها تو را دارم...

 

 

 

 

الهی فَلَکَ اسئل و الیک اَبتَهِلُ و ارغب و اسئلک اَن تصلی علی محمد وآل محمد و اَن تجعلنی ممن یُدیم ذکرک و لا یَنقضُ عهدک و لا یَغفُلُ عن شکرک و لا یستخف بامرک

 

الهی و الحقنی بنور عِزِکَ الابهج فاکون لک عارفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا یا ذالجلال و الاکرام و صل علی محمدٍ رسوله و اله الطاهرین و سلم تسلیما کثیرا

 

(فرازی از مناجات شعبانیه)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

به چشمانت می نگرم.

چشمانی که از خستگی کبود شده .

خسته از دیدن قدس در بند شیطان.

ولی از انتظار خسته نیست.

انتظار آزادی سرزمین زیتون، سرزمین فلسطین.

سرزمینی که نژاد پرستان صهیونیست خواب بنا کردن هیکل سلیمان را در آن دیده اند.

ولی چه خواب بی تعبیر و بی حاصلی.

چشمانت غمگین است.

غمگین از مشاهده شهادت مادر و پدرت. ناله خواهرت و گریه برادرت.

ولی ...

                فان حزب الله هم الغالبون

 

اکنون زمان جنگ است. جنگی که از ابتدای تاریخ وجود داشته و تا ابد ادامه دارد.

جنگ حق و باطل.

عده ای به خیال خود با تجهیزات و تکنولوژی نظامی قصد تغییر چهره خاورمبانه را دارند.

ولی گویا هشت سال دفاع مقدس را فراموش کرده اند.

همان ها بودند که خدا آنها را شکست.

ولی گویا درس عبرت نگرفتند و باز شیطنت می کنند.

 

باید حرکت کرد. سکوت را شکست.

 

چرا؟

 

تا حداقل لبخندی را بر لب دخترک فلسطین آزاد بنشانیم.

 

به امید آن روز.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 

به راستی در چفیه چه رازی نهفته است که با عطر و اشک و خون آشناست و هنوز در کنار مرقد امام شهیدان، دستمال اشک مردان بی ادعاست؟

در حسینیه امام ، سینه زده ای؟ چفیه ای که بر شانة قبله قلب هاست ، دیده ای؟

در جمکران، الغوث و الامان ، گفته ای ؟ چفیه ای که راهنمای جست و جو گران مهدی زهرا(ع) است دیده ای؟

در دانشگاه نماز خوانده ای؟ چفیه ای که سجده اهل معناست، دیده ای؟

به بهشت زهرا رفته ای؟ چفیه ای را که در قاب عکسی با قرآن و اسلحه ای همنشین است دیده ای؟

از قطره قطره اشک فرو ریخته بر چفیه ای، فشرده شده لای دندان، حدیث درد خوانده ای؟

چه می خوانی؟ تو هم بخوان!

آه از ترکش تهمت!

فریاد از فراموشی دیروز!

امان از خنجری که از پشت فرود آید و صدا ندارد!

چفیه ...! چفیه! ای شال شب های سرد کردستان ام!

چفیه! ای چتر روز های گرم مهران ام!

چفیه ...! چفیه! ای یادگار یاران و همة آبرویم!

ای آبروی باران و ای ابر آرزویم!

با درد فشار دندان هایم بساز که از درد می سوزم.

فریادم را چاه باش.

مگذار سازِ  های هایِ  من ، قهقهه ساز صف دشمن باشد!

       

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

aliakbar

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

 الهی!

از آنچه نخواستی چه آید و آنرا که نخواندی کی آید؟...نا کشته را از آب چیست

و ناخوانده را جواب چیست؟...تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است

 و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است....

 

 الهی!

   هر که ترا شناسد کار او باریک است و هر که ترا نشناسد راه او تاریک

           تو را شناختن از تو رستن است..و به تو پیوستن از خود گذشتن است

 

الهی!

   کار آنکس کند که تواند،عطا آنکس بخشد که دارد....

                       پس بنده چه تواند و چه دارد؟

الهی!

    ادای شکر تو را هیچ زبان نیست و دریای فضل تو را هیچ کران نیست...

       و سرّ حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست...

          

            هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست

        یا رب ز ره راست نشانی خواهم .......وز باده آب و خاک جانی خواهم

        از نعمت خود چو بهره مندم کردی....... در شکرگزاریت زبانی خواهم

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

2v0k4si.gif

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

Ashura 134

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

الهي، چه كنم كه بي تو دمي نيارم و بي تو تواني ندارم

 با كه قصه گويم كه داناي شنوا تويي و با كه راز گشايم كه محرم دلها تويي

الهي ، آنكه تو از گناهان من ميداني و ديده اي اگر خلق روزگار بدانند و ببينند رسوايي من است و آنكه من از كرم و مهرباني تو ميدانم و ديده ام اگر خلق عالم بدانند و ببينند رسوايي توست.

الهي ، جز تو مرا كسي نميشناسد و جز من نيز كسي تو را ، اگر به واسطه گناهان من مرا عذاب كني حكم از آن توست و اگر به واسطه كرم خود مرا ببخشي آن نيز از لطف توست .

الهي ،  تو را به جلال خود قسم ميدهم كه در واپسين لحظات ماه ميزبانيت ميهمان از همه جا مانده و از همه كس رانده خويش را نراني و ببخشي كه خلق را آن مهرباني و عطوفت نمي بينم و آن كرم و سخاوت در ايشان نميشناسم.

الهي ، بند بند وجودم آغشته محبت توست و كبوتر خيالم هر روز در آسمان تو پرواز ميكند ، اما چكنم كه ضعيفم و توان ايستادگي در برابر صياد روزگار را ندارم ، هان اي دستگير ضعيفان و اي ياور بيچاره گان گاه آن فرا رسيده است كه گوشه چشمي بنمايي و مرا در پناه گيري .

الهي ، اگر دردي فرستي درمان نيز ببخشي و اگر بلايي نازل كني عافيتي نيز در پي دارد ، مرا با درد و بلايي عجين كن كه درمان و عافيت داشته باشد .

الهي ، تو را ستايش ميكنم كه اول هر آخري و آخر هر اول ، تو را مي پرستم كه ظاهر هر باطني و باطن هر ظاهر، تو را ميجويم كه پيداي هر پنهاني و پنهان هر پيدا ، تو را ميخواهم  تنها به خاطر آنكه فقط تويي و در تو غير از تو هيچ نديده ام و از همه ميگريزم كه نه خود را دارند و نه تو را .

الهي ، مرا به خود وا مگذار كه در من چيزي نيست و به كسان نيز مسپار كه در ايشان نيز چيزي نمي يابم ، مرا با خود دار كه به خود آيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

علی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:48 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

« یا کاشِفَ الکَربِ عَن وَجهِ الرضا عَلَیهِ السَلام؛

إکشِف کَربي وَ همّي بِحَقِّ جدک الحُسَین عَلَیهِ السَلام »

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

بزم انتظار

تو از تبار بهاری چگونه بی تو بمانم
شميم عاطفه داری چگونه بی تو بمانم

تو از سلاله نوری تو آفتاب حضوری
به رخش صبح سواری چگونه بی تو بمانم

تویی كه باده نابی وگرنه بی تو چه سخت است
تمام عمر خماری چگونه بی تو بمانم

ببار ابر بهاری هنوز شهره شهر است
كرامتی كه تو داری چگونه بی تو بمانم

بيا به خانه دلها كه در فراق تو دل را
نمانده است قراری چگونه بی تو بمانم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

برداشت از تذكرت الاولياء عطار نيشابوري

 

مطلبي از بايزيد بسطامي

چون او به مراتبي بالا رسيد سخناني مي گفت كه بالاتر از ظرفيت مردم بود و نمي توانستند او را به نحو صحيح درك كنند و هفت بار او را از شهر بسطام بيرون كردند . شيخ به آنها مي گفت: چرا مرا بيرون مي كنيد؟ مردم گفتند : به آن دليل كه تو مرد بدي هستي! شيخ به آنها گفت عجب شهر خوبي است اين بسطام كه بدترينش من هستم.

 

مطلبي از ذوالنون مصري

او گفت: يكي از علائمي كه مي توان از خشم خداوند نسبت به شخصي دريافت اين است كه آن شخص دچار ترس از فقر مي شود(و اين به آن معناست كه شخص خداوند را كه روزي ده هست فراموش مي كند)

و باز ذوالنون مصري گفت: خلوت گزيدن از راه هايي است كه انسان را به اخلاص نزديك مي كند.

هر كسي كه خلوت را انتخاب كرد به جز خداوند نبيند. و هر كسي در خلوت قرار گرفت خود را به ستون هاي اخلاص نزديك كرد و به صداقت رسيد.

همچنان گفت: زاهدان پادشاهان آخرتند و عارفان پادشاهان زاهدان!

همچنان ذوالنون گفت: هر عضوي توبه ي مخصوص به خود را دارد:

توبه دل نيت كردن است بر ترك شهوات

توبه چشم آن است كه چشم از حرام ها بپوشناند.

توبه دست آن است كه دست به سوي آنچه كه نهي شده است دراز نكند.

توبه پا آن است كه به سوي آنچه كه نهي شده است نرود.

توبه گوش نگهداشتن از شنيدن سخنان بيهوده و بد.

توبه شكم، نخوردن حرام است.

توبه ي فرج، دور بودن از فحشا.

 

سخناني از بشر * حافي **:

به او گفتند در بغداد حلال و حرام به هم ديگر مخلوط شده است ، تو چه چيزي مي خوي؟

بشر گفت: از همان چيزي كه شما مي خوريد.

گفتند پس چگونه به اين درجه ي معرفت رسيده اي؟

بشر گفت: لقمه اي كمتر مي خورم و قناعت بيشتر مي كنم و مي گريم.

كسي كه مي خورد و مي گريد برابر نيست با كسي كه مي خورد و مي خندد.

نقل است كه يك نفر در يك سرماي شديد بشر را ديد كه لباس هايش را كم تر از حد معمول كرده و دارد در سرما مي لرزد ، شخص به او گفت اي مرد اين چه حالتي است؟ بشر گفت: فقرا به يادم آمدند و ديدم كه مالي ندارم تا به ايشان بدهم گفتم حداقل كار اين است كه مانند آنها سرما را احساس كنم.

نقل است كه يكي با بشر مشورت كرد كه: دو هزار درم حلال دارم ، مي خواهم كه به حج بروم .

بشر گفت: تو به تماشا مي روي . اگر براي رضاي خداي مي خواهي كاري انجام دهي وام چند فقير كه از پرداختش عاجز شده اند بپرداز يا به يتيمي و يا به خانواده ي بي بضاعتي بده كه راحتيي كه به دل ايشان برسد از صد حج با ارزش تر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:21 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط شورای مرکزی انجمن اسلامی  |